خرید بک لینک
(السلام علیك یا ثارالله وابن ثاره)(وداع سرخ)صوت قرآن شد بلند اینبار ، روی نیزههاتا که خلقی را کند بیدار ، روی نیزههاآسمان در خون نشست آندم که پیش چشم اورفت رأس خسرو احرار روی نیزههامیدهد با خون خود پیغامی از آزادگیمیکند بر گوشها تکرار ، روی نیزهامیتپد در لجهای از خون، دلِ خونیندلاندر وداعی سرخ و خونینبار ، روی نیزههالالههای خستهدل را تا نیازاری صباگام خود ، آرامتر بگذار روی نیزههابر سر نی رفت هفده اختر خورشیدوارچون علمدار و سپهسالار روی نیزههامیکند بر کاروان خود نظر وقتی که رفتکاروانسالار ، در انظار ، روی نیزههارأس خونین حسین بن علی آن شاه عشقمیکند با دشمنان پیکار روی نیزههاناله از نی در زمین نینوا آمد به گوشدید تا هفتاد و دو دلدار روی نیزههاکرد نورانی جهان را همچو خورشید سپهرنور چشم حیدر کرار ، روی نیزههاگرچه رفت از هوش در کرببلا با تیغ کینکرد اما خلق را ، هشیار ، روی نیزهها(ساقیا) در شام جانسوز غریبان حسینآسمان نور را ، بشمار روی نیزههاسید محمدرضا شمس (ساقی)عاشورای حسینی 1402 ـ کربلا

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 22:27

(عید فطر مبارک باد.)ماه رمضان ، ماه مصفای خدا رفتماه شرف و منزلت و قدر و بها رفتماه رمضان طی شد و آمد مه شوالفطر آمد و افسوس که آن ماه خدا رفتماهی که در آن معجزهی حق شده نازلبا شور و نشاط آمد و ، با وا اسفا رفتبودیم در این ماه ، همه غرق عنایاتماهی که به تسبیح و مناجات و دعا رفتجز اشک انابت ، نشد از هر مژه جاریدر هر شب قدری که دعا تا به سما رفتماهی که درآن از کرم و لطف خداوندکوه گنه خلق ، چو کاهی به هوا رفتبرداشته شد بار گناهان ، همه از دوشتا نامهی اعمال ، به درگاه خدا رفتماهی که سراسر همه الطاف خدا بود تا چشم گشودیم، مه فیض و عطا رفتجز آه شرربار ، نمانده به دل خلقچون ماه زدایندهی عِصیان و خطا رفتبغضی که به دیوار گلو جای گرفتهست بشکست ز غم چون که مه عقده گشا رفتماهی که درآن تیغ شقی از سر بیدادبر فرق همایون علی ، شاه ولا رفتماهی که شب قدر ، علی مظهر رحمت با سینه ی پر درد ، از این دار بلا رفتماهی که درآن شیر خدا وقت عبادتدر سجدهی حق ، بر اثر تیغ جفا رفتخاموش شده شمع شبستان ولایتتا حیدر کرار ، سوی عرش علا رفتدر ماتم مولا ، نه فقط خلق ، عزادارزیرا به فلک ، نالهی مرغان هوا رفتماهی که درآن زمزمه و شور و نوا بودطی گشت و دریغا که مه عشق و صفا رفتبرچیده شد آن خوان کریمانه ی جانانمن ماندم و هیهات! که آن ماه رجا رفتافسوس که طی شد شب جام می و مستیاز (ساقی) میخانه بپرسید ، چرا رفت.سید محمدرضا شمس (ساقی)1402/01/31

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 12:53

(هوس)از عشق دم زدیم و زمان در هوس گذشتپیری رسید و عمر گران ، در هوس گذشتافسوس! شد تباه ، همه ـ روزگارماناز نوبهار تا به خزان در هوس گذشتروحی نمانده است به پیکر چو مردگاندرد و دریغ و آه! که جان در هوس گذشتهر روز ، در هوس سپری گشت تا غروبهر شام تا به وقت اذان در هوس گذشتمقصود ، از عبادت_مان بود چون بهشتیعنی به شوق باغ جِنان در هوس گذشتآیا چهسان توان که از این عمر ، دم زنیموقتی که در نهان و عیان در هوس گذشتدر هر نفس گذشت چو این عمر ، بی هدفبا آهِ سینه سوز و فغان در هوس گذشتجانی نمانده است در این جسم دردمندزیرا روان و تاب و توان در هوس گذشتگفتم حقایقی که به غفلت_سرای عمردر راه خیر و شر همه_شان در هوس گذشتسرو چمان کمان شد و حاصل نداد؛ چونتیری که بُگذرد ز کمان ، در هوس گذشتپیرانه_سر ، رسید و به ظلمت ، نشستهایمچون زندگی و بخت جوان در هوس گذشت(ساقی) چه سود شِکوه از این عمر بی ثمروقتی که عمرمان به جهان در هوس گذشت.سید محمدرضا شمس (ساقی)

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 12:53

(هوالحق)توصیف آن دسته از کاسبان محرم، اعم از شاعر، مداح و روضهخوانی که جز پول و سرکیسه کردن ملت به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنند و در ظاهر، خود را در جَرگهی شاعران، مداحان و روضهخوانان متدین و متعهد و شیفتهی اهلبیت (علیهمالسلام) جا زدهاند؛ اما کافیاست ببینید در قبال مجالس چه مبالغی را از شما طلب میکنند.(کاسبان مُحرّم)عـــزا و روضه خوانی کــار ایشان متـــــاع و رونــــق بـــــازار ایشانبــه لطـف پــاکتِ پـــول و تـــراورشــود همـــوار ، نــاهمـــوار ایشان بـه شـوق توشــهی یکسـالهی خودکند گــوش فلک! کــر ، جـار ایشانبجــز نشر خــرافــات و تحــاریـفنبـاشـد هیـــچ ، در اخبــــار ایشان تمــــام حکـــم هـــای نـــاهیــان راکند رد حکـم خــودمختـــار ایشان نیـامــوزد کسی یک نکتــهی نغـــزز درس مکـتــب و گفتـــــار ایشان ز دینــداری همین یک نکتــه کافیعـــــــزاداری نــــاهنجـــــار ایشان اگرچه گــریــه گیــرند از خــلایـقبـوَد خنـــدان ولی رخســار ایشان ز خــواروبــار و نــذریهـای هیأت بــوَد بســیـار ، در انـبــــــار ایشان اگرچه بــاغ عــالـم گشته پــژمــانولـی خـــرّم بــوَد ، گلــــزار ایشان اگر بــاغ وطن خــالی ز بــار استولی پـر بـار هست اشجـــار ایشان تــــلاش از ملـت امــا مــــزد ملـتبـوَد در چنـــگِ اسـتــثـــمار ایشان بـوَد تــن پــــروری و مفتخــــواریمـــرام و مسلـک و معیــــار ایشان اگرچه دم زننـــد از حـق و نـاحـقحقـیـقت نیسـت در افکـــار ایشان بساط عیش، از شـاهـان فــزونتـرمُهیّــــا هست در ، دربــــــار ایشان دم از مــولا زننـــد امـا به بــاطــنتنــاقـض هسـت در کـــردار ایشان علـی ، گر با نمک افطـــار میکــردبوَد مــرغ و کبـاب ، افطــار ایشان علیرغـم

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 12:53

صفحه بندی